خانه » اخبار » قصاص برای پسر دایی بی‌رحم

قصاص برای پسر دایی بی‌رحم

۲۱ اردیبهشت سال ۹۱ زن و مردی با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن پسرشان خبر دادند. آنها به ماموران گفتند: پسرمان چند روزی است که از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است. او آخرین بار به خانه پسردایی اش رفت و بعد از آن دیگر از او خبری نشد.
 
با این اظهارات ماموران به سراغ پسر دایی این پسر رفتند و او را تحت بازجویی قرار دادند. این پسر در نهایت به قتل پسر عمه اش اعتراف کرد و به ماموران گفت: آن روز محسن به خانه ما آمد. او یک مجسمه طلا داشت که می خواست آن را بفروشد. سر این مجسمه با او درگیر شدم و نفهمیدم چه شد که او را کشتم. بعد از آن جسد را مثله کردم و داخل جوی آب انداختم تا کسی متوجه نشود.
 
با اعترافات این پسر پرونده وی پس از صدور کیفرخواست در حالی به شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد که جسد مقتول پیدا نشد. این پسر جوان در این شعبه محاکمه شد ولی تمام اتهامات خود را انکار کرد. او به قضات گفت: روز حادثه محسن به همراه یک دختر به خانه ما آمد. او بعد از مدتی به همراه همان دختر برای فروش مجسمه از خانه خارج شد و دیگر از او خبری ندارم.
 
با وجود انکار متهم و اظهارات جدیدش هیات قضایی دادگاه کیفری او را به قصاص محکوم کردند. با اعتراض متهم پرونده در دیوان عالی کشور بررسی و این حکم نقض شد. بنابراین پرونده بار دیگر به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد. 
 
متهم در این شعبه محاکمه شد و اینبار باز هم اظهارات جدیدی را پیش روی قضات قرار داد. وی گفت: آن پسرعمه ام به خانه ما آمد. من یک اسلحه داشتم که او اسلحه را برداشت. محسن داشت با اسلحه بازی می کرد که تیر شلیک شد و به صورتش خورد. من هم که ترسیده بودم جنازه اش را مثله کردم و به بیرون بردم. چون می دانستم هیچ کس حرفم را باور نمی کند که محسن خودش به خودش شلیک کرده است.
 
در پایان این جلسه قضات برای بار دوم متهم را به قصاص محکوم کردند.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است